بوركس

گفتگوهاي اقتصادي اعم از بورسي و فارکسي : تالار بورس : فاركس : بورس كالا : فرابورس
login.php profile.php?mode=register faq.php memberlist.php search.php index.php

      اخــــــــبار اقتصادي           كل اخــــــــبار روز           بازار (آزمايشي)
طلا  •  روي ( 7   30   90 )  •  مس ( 7   30   90 )  •  ارز

 • بخش بورس

 • بخش فاركس

 • بخش مباحث آزاد

 • بازار

فهرست بوركس » گفتگوي بورسي » تاسوعا و عاشوراي حسيني بر آزادگان جهان تسليت باد
ارسال موضوع جديد  پاسخ دادن به اين موضوع مشاهده تاپيك قبلي :: مشاهده تاپيك بعدي 
تاسوعا و عاشوراي حسيني بر آزادگان جهان تسليت باد
پستتاريخ: جمعه، 4 دي 1388-16:35 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول
حكايت بورس

شماره‌عضويت: 1940
عضو شده در: يكشنبه، 29 مرداد 1385-20:37
پست: 2774




عزت سیاسی در کلام امام حسین(علیه‎السلام)


تأثیر حاكمیت سیاسی جامعه بر زندگی شخصی و اجتماعی افراد انكار شدنی نیست. بنابر این حاكمیت سیاسی در اختیار هر گروهی قرار گیرد افكار و اندیشه‏های آن گروه در جامعه رواج پیدا می‏كند و به طور غیرمستقیم افراد را نیز تحت تأثیر قرار می‏دهد. از این رو به دست آوردن عزت سیاسی یا حفظ و نگهداری آن در اندیشه امام حسین(علیه‏السلام) شاخصه‏هایی دارد كه اكنون به بررسی آنها می‏پردازیم:



صبر و مقاومت


كار و تلاش در هر زمینه‏ای بدون تحمل مشكلات آن به نتیجه نمی‏رسد، به ویژه اگر كاری منافع عده‏ای را تهدید كند مشكلات آن بیشتر خواهد بود. در قلمرو سیاست، به دلیل تضاد منافع افراد و گروهها و جاذبه‏های قدرت و حكومت، مشكلات بیشتر است؛ در نتیجه به ثمر رساندن كار و آفرینش عزت و افتخار نیازمند صبر و مقاومت است و باید هزینه آن را پرداخت. عده‏ای به اشتباه تصور می‏كنند كه چون برای خدا كار می‏كنند باید مشكلات كار از كانال‎های غیرعادی حل شود و نباید برای كار هزینه پرداخت كنند، در حالی كه سیدالشهدا برای بازگرداندن افتخار و عزت اسلام و مسلمانان حاضر شد سنگین‏ترین هزینه را در روز عاشورا بپردازد و پیامدهای آن را كه اسارت خاندان رسالت بود به عنوان هزینه سنگین به دست آوردن عزت بپذیرد. امام حسین(علیه‏السلام) در خطابه مشهورش نسبت به دانشمندان اسلامی این شاخصه عزت را چنین بیان می‏فرماید:
«اگر بر مشكلات صبر می‏كردید و هزینه كار برای خدا را پرداخت می‏كردید كارهای الهی در اختیار شما قرار می‏گرفت و اجرای آنها در اختیار شما بود و حل و فصل آنها با شما بود.»(1)



وحدت و همبستگی


انسان در انجام هر كاری نیازمند به انگیزه است و در كارهای جمعی هر چه انگیزه‏ها به هم نزدیك‏تر باشد وحدت بیشتری ایجاد خواهد شد و با وجود وحدت هم مشكلات كار كمتر خواهد شد و هم موانع زودتر برطرف می‏شود. یكی از شاخصه‏های عزت سیاسی وحدت نیروهاست، به ویژه كه دشمن نیز تمام تلاش خود را به كار خواهد گرفت كه وحدت نیروها را بشكند تا به اهداف خود برسد. امام ‏حسین(علیه‏السلام) در یك تحلیل، حاكمیت سیاسی بنی‏امیه در سركوب نیروهای وفادار به اسلام را معلول تفرقه می‏داند و در خطابه مشهورش به دانشمندان اسلامی و شخصیت‎های سیاسی چنین می‏فرماید:
«مجاری امور باید به دست دانشمندان به احكام الهی باشد كه امین خدا بر حلال و حرام او هستند، ولی شما این جایگاه را از دست داده‏اید و این بدین سبب است كه از حق جدا گشته‏اید و وحدت شما شكسته شده است.»(2)

اگر بر مشكلات صبر می‏كردید و هزینه كار برای خدا را پرداخت می‏كردید كارهای الهی در اختیار شما قرار می‏گرفت و اجرای آنها در اختیار شما بود و حل و فصل آنها با شما بود.
عدم دلبستگی به دنیا


محبت و دلبستگی به چیزی دو اثر منفی در روح انسان بر جای می‏گذارد: اول آنكه مانع از آن می‏شود كه انسان زشتی‎های آن چیز را درك كند و دیگر این كه زیبایی‎های آن را بیشتر از آنچه هست می‏بیند.
وابستگی از هر نوع آن عزت انسان را از بین می‏برد و انسان را به ذلت می‏كشاند. هر چه وابستگی انسان بیشتر باشد ذلت او نیز افزون‏تر خواهد بود. در عرصه سیاست اولین شرط مبارزه آمادگی برای هزینه كردن جان خود می‏باشد و كسانی كه در مبارزات سیاسی این آمادگی را ندارند به طور قطع شكست خواهند خورد و عزت خود را از دست خواهند داد. عشق به ماندن در دنیا و زیبا دیدن دنیا بیش از آنچه هست، باعث ذلت انسان در قلمرو سیاست می‏شود. امام حسین(علیه‏السلام) در تحلیلی در خطابه مشهورش خطاب به دانشمندان اسلامی عامل ذلت آنان را عشق به ماندن در دنیا و زیباتر دیدن دنیا می‏داند. به این كلام توجه كنیدSad3)

«علت مسلط شدن بنی‏امیه بر امور جهان اسلام فرار شما از مرگ و شیفته شدن شما به زندگی است كه به طور قطع باید روزی آن را رها كنید.»(4)



تسلیم نشدن در برابر قدرت‎ها


از ویژگی‎های مهم سیاست و مسائل سیاسی تغییر سریع شرایط و پیرو آن، دگرگونی پرشتاب موضوعات سیاسی و موضعگیری در برابر آنهاست، به طوری كه گاه در كمتر از یك روز به دلیل دخالت عوامل پیش‏بینی نشده و غیرقابل كنترل، شرایط تا 180 درجه دگرگون شده، مبارزان سیاسی را با بحران تصمیم‏گیری روبه‏رو می‏كند.
در چنین شرایطی بسیاری از مبارزان نیز متناسب با دگرگونی شرایط تغییر موضع داده، آن را درایت و هوشمندی سیاسی قلمداد می‏كنند بدون اینكه توجه داشته باشند این عقب نشینی از اصول می‏باشد. یكی از شاخصه‏های عزت سیاسی در نگاه امام‏ حسین(علیه‏السلام) این است كه هر چند شرایط سیاسی علیه انسان تغییر كند، انسان مسلمان باید پایبند به اصول مانده، نشان دهد كه حاضر است هزینه سنگین آن را كه فدا كردن جان باشد نیز بپردازد. در روز عاشورا در آخرین لحظات زندگی كه امام اصحاب، یاران و فرزندان خود را در راه اعتلای اسلام و عزت مسلمانان هزینه كرده بود و مشغول اتمام حجت با آن مردم سیاسی كار بود و تغییر موضع و عقب‏نشینی آنان از اصول را به آنان گوشزد می‏كرد، فرمود: «لا والله‏ لا اعطیهم بیدی اعطاء الذلیل»(5)؛ هرگز، سوگند به خدا با ذلت و خواری با آنان ملاقات نخواهم كرد.



حضور در همه صحنه‏ها


مسلمان باید تلاش در عرصه سیاست را برای حاكمیت دین و اجرای احكام آن و گسترش عدالت و از بین بردن مظاهر فساد و ... تكلیف خود بداند و همان طور كه در حوزه عبادات خود را مكلف می‏داند در این عرصه نیز خود را مكلف بداند و در هر شرایطی متناسب با آنان شرایط موضعگیری كند و تكلیف خود را انجام دهد و این یكی از شاخصه‏های عزت است.
مطالعه زندگی امام حسین(علیه‏السلام) از روزی كه نوجوانی بود در عصر خلیفه دوم تا پایان عمر شریفش این مسئله را به خوبی به اثبات می‏رساند، چنان كه دهها سند تاریخی گویای این مهم است:

روزی خلیفه دوم در سخنرانی خود گفت: من سزاوارترین مردم برای حاكمیت بر مسلمانان هستم؟!

امام حسین(علیه‏السلام) كه در آن دوران نوجوانی بود در برابر سخنرانی خلیفه زبان به اعتراض گشود و سخنرانی او را قطع كرد و به مناظره‏ای تبدیل شد كه مایه شرمساری خلیفه گشت، كه مشروح آن را باید در منابع تاریخی و حدیثی مطالعه كرد.(6)

در نامه‏های اعترض آمیز امام به معاویه اینگونه موضعگیری‏ها فراوان است.

امام حسین(علیه‏السلام) یكی از شاخصه‏های عزت سیاسی را حضور در همه صحنه‏ها می‏دانست و خود نیز در بحرانی‏ترین شرایط یعنی ظهر عاشورا حاضر نشد از اصول خود عقب‏نشینی كند و در پاسخ قیس بن اشعث كه از او خواست در برابر حكومت بنی‏امیه تسلیم شود و صحنه سیاست را ترك كند فرمود: «لا والله ... لا افرّ فرار العبید»(7)؛ هرگز به خدا سوگند ... همانند بردگان نخواهم گریخت.

عزت اقتصادی در کلام حضرت سیدالشهدا (علیه‎السلام)


در اندیشه دینی اقتصاد، اصل و معیار ارزش‏گذاری بقیه امور نیست، ولی تأثیر مثبت یا منفی آن را در همه ابعاد زندگی نمی‏توان نادیده گرفت. دیدگاه افراد درباره گستره فعالیت اقتصادی و چند و چون آن و ارزش داوری نسبت به آن متفاوت است، ولی در اندیشه امام حسین(علیه‏السلام) تلاش انسان باید به اندازه‏ای باشد كه از این جهت به دیگران نیازمند نباشد، به طوری كه برای تأمین نیازهای اولیه زندگی دست نیاز به سوی دیگران دراز كند. شخصی از امام حسین(علیه‏السلام) پرسید: عزت انسان در چیست؟ امام فرمود: «استغناوه عن الناس»(1)؛ این كه نیازمند به مردم نباشد.

در نگاه امام حسین(علیه‏السلام) آبروی مسلمان ارزشمندتر از آن است كه به آسانی از دست برود. در این زمینه به برخورد امام حسین(علیه‏السلام) با یك نیازمند توجه كنید:

نیازت را جز برای سه نفر بیان نكن! مرد دیندار، یا صاحب مروت و مردانگی، یا صاحب شرافت. اما دیندار به سبب دینش حاجتت را برآورده می‏سازد و صاحب مروت از مردانگی خود شرم می‏كند و صاحب شرافت نیز می‏داند كه تو با این كار آبروی خود را فروخته‏ای و آبرویت را حفظ می‏كند و بدون برآوردن نیازت تو را رد نمی‏كند.
«مردی از انصار برای خواسته‏ای نزد امام حسین(علیه‏السلام) آمد و قبل از آن كه خواسته‏اش را بیان كند امام فرمود: ای برادر انصاری آبرویت را از خواستنِ رو در رو نگه دار و خواسته‏ات را در نامه‏ای بنویس، ان شاءالله آنچه تو را شاد كند انجام می‏دهم.

مرد انصاری در نامه نوشت: ای ابا عبدالله فلانی 500 اشرفی از من طلب دارد و برای دریافت آن پافشاری می‏كند. با او صحبت كن كه به من مهلتی دهد. امام پس از خواندن نامه وارد منزل شد و با كیسه‏ای كه 1000 اشرفی در آن بود بازگشت و به مرد انصاری داد و فرمود: با پانصد دینار بدهی خود را بپرداز و پانصد دینار دیگر را در اداره زندگی مصرف كن. توجه داشته باش، نیازت را جز برای سه نفر بیان نكن! مرد دیندار، یا صاحب مروت و مردانگی، یا صاحب شرافت. اما دیندار به سبب دینش حاجتت را برآورده می‏سازد و صاحب مروت از مردانگی خود شرم می‏كند و صاحب شرافت نیز می‏داند كه تو با این كار آبروی خود را فروخته‏ای و آبرویت را حفظ می‏كند و بدون برآوردن نیازت تو را رد نمی‏كند.(2)
"سید محمد مرتضوی



54642816409291002272.jpg
 توضيح:
 سايز فايل:  51.06 كيلوبايت
 مشاهده شده:  509 بار

54642816409291002272.jpg



_________________
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
http://sari8.blogfa.com
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي مشاهده وب سايت اين كاربر
پستتاريخ: جمعه، 4 دي 1388-17:04 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول
حكايت بورس

شماره‌عضويت: 1940
عضو شده در: يكشنبه، 29 مرداد 1385-20:37
پست: 2774




شهادت حسینى‏ (ع)

امام حسین ‏علیه السلام شهیدي است كه:

حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید حاكم مدینه كه از او بیعت مطالبه مى‏كرد، «نه» گفت. این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.

وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر ‏شد و ارزش‏هاى والاى اسلامى مسخ گرديد و موعظه‏ها بر گوش‏هاى سنگین كارگر نيفتاد؛ امام حسین (ع) با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ رفت و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى‏شد، انجام داد.

در شهادت حسینى:

شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.

این كه حسین پس از ديدن در خون غلتيدن همه عزیزانش فریاد مى‏زند:



«آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟»

«هل من ناصر ینصرنى؟»

مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید.



نتيجه:



"آنها كه تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پلید تاریخند."

ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده‏اند؛ در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود؛ توجیه و تأویل نكرده‏اند و مرده‏اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده‏اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در یك لَشِ متحرك نمى‏بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى‏بیند، حس مى‏كند و مرگ كسانى را كه به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بیند.

به راستى كدامین ملت را مى‏توان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخار نرسند؟ خون حسین، مایه حیات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دمیده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند.

حسین‏ علیه السلام زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند.

احادیث امام حسین (ع)

لاتـَرفع حــاجَتَك إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یكى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد

(تحف العقول ، ص 251)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

أیما اثْنَین جَرى بینهما كلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر كانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یك از دو نفـرى كه میان آنها نزاعى واقع شـود و یكـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

(محجه البیصاء ج 4،ص 228)



امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ الْمَخلـُوق بسَخَطِ اْلخـالِق
رستگـار نمی شود مـردمـى كه خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)



امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَنْ سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن كُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی كه شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاك است

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)



امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ الْقیامَةِ إلاّ مَنْ خافَ الله فِی الدُّنیا
كسی در قیامت در امان نیست مگر كسی كه در دنیا ترس از خدا در دل داشت

(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)



امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعْجَزالنّاسٍ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم كسی است كه نتواند دعا كند

(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)



امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلْبُكاءُ مِنْ خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)



امام حسین علیه السلام فرمودند:
مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص24)



امام حسین علیه السلام فرمودند:
لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ كس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن كه در دنیا خدا ترس باشد.

(بحار الانوار،ج 4،ص 19)

امام حسین علیه السلام فرمودند:
لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
كسانی كه رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)

امام حسین علیه السلام فرمودند:
من حاول اَمرا بمعصیة الله كان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
كسی كه بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .

(بحارالانوار،ج78،ص120)

امام حسین علیه السلام فرمودند:
من طلب رضی الناس بسخط الله وكله الله إلی الناس .
كسی كه برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

(بحارالانوار،ج78،ص126)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

من اَحبك نهاك و من اَبغضك اَغراك.
كسی كه تو را دوست دارد، از تو انتقاد می كند و كسی كه با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می كند

(بحار الانوار،ج75،ص128)



Hossein.jpg
 توضيح:
 سايز فايل:  17.66 كيلوبايت
 مشاهده شده:  497 بار

Hossein.jpg



_________________
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
http://sari8.blogfa.com
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي مشاهده وب سايت اين كاربر
پستتاريخ: شنبه، 5 دي 1388-13:04 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول
حكايت بورس

شماره‌عضويت: 1940
عضو شده در: يكشنبه، 29 مرداد 1385-20:37
پست: 2774




زندگينامه حضرن ابوالفضل العباس(ع)


در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر کلبي و کنيه اش (ام البنين) بود.

چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، که اميرالمومنين از برادرش عقيل، که به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست کرد زني را از دودماني شجاع براي او خواستگاري کند و عقيل، فاطمه کلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري کرد و ازدواج صورت گرفت.

اميرالمومنين (ع) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نامهاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.

عباس (ع) ازبرادران ديگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار کردند.

ارادت قلبي ام البنين (س) به خاندان پيامبر (ص) آنقدر بود که امام حسين (ع) را از فرزندان خود بيشتر دوست مي داشت؛ بطوري که وقتي به اين بانوي گرامي خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسين (ع) باخبر سازيد و چون خبر شهادت امام حسين (ع) به او داده شد، فرمود رگهاي قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زير اين آسمان کبود است، فداي امام حسين (ع).



دوران کودکي حضرت ابوالفضل العباس (ع):



در روزهاى کودکى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و کمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثير مى‏نهاد. او از دانش و بينش على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تکامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در کودکى علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر، که از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت. در آغازين روزهايى که الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يک. عباس گفت: يک حضرت ادامه داد: بگو دو عباس خوددارى کرد و گفت: شرم مى‏کنم با زبانى که خدا را به يگانگى خوانده ‏ام، دو بگويم.



پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاک و مبارک براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم کرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه که على(ع) با نگاه بصيرت‏ آميز خود آينده عباس را نظاره مى‏کرد، با لبختدى رضايت ‏آميز، سرشک غم از ديدگان جارى مى‏کرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مى‏پرسيد، مى‏فرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد.



آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز کند. محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مى‏داشت تا پاره پيکرش را ببوسد ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاکدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، که با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن در کنار او حضور داشت.
در ايام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه که در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن که حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاويد آفريد.



مقام علمي حضرت عباس (ع):



حضرت عباس (ع) در خانه اي زاده شد که جايگاه دانش و حکمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان (ع) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) کسب فيض کردند و از مقام والاي علمي برخوردار شدند. لذا از خاندان عصمت (ع) در مورد حضرت عباس (ع) نقل شده است که فرموده اند: زق العلم زقا، يعني همان طور که پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت (ع) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.



علامه محقق، شيخ عبدالله ممقاني، در کتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه (ع) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاک بود.



مقام حضرت عباس (ع) نزد ائمه (ع):



اگر بخواهيم مقام و منزلت حضرت عباس (ع) را از ديدگاه امامان معصوم (ع) دريابيم، کافي است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس (ع) توجه کنيم.



در شب عاشورا، وقتي دشمن در مقابل کاروان امام حسين (ع) حاضر شد و درراس آنها عمربن سعد شروع به داد و فرياد کرد، امام حسين (ع) به حضرت عباس (ع) فرمود:‌ برادر جان، جانم به فدايت، سوار مرکب شو و نزد اين قوم برو و از ايشان سوال کن که به چه منظور آمده اند و چه مي خواهند.



در اين ماجرا دو نکته مهم وجود دارد يکي آنکه امام به حضرت عباس مي فرمايد: من فدايت شوم. اين عبارت دلالت بر عظمت شخصيت عباس (ع) دارد، زيرا امام معصوم العياذ بالله سخني بي مورد و گزاف نمي گويد و نکته دوم آنکه، حضرت به عنوان نماينده خود عباس (ع) را به اردوي دشمن مي فرستد.



روز عاشورا هنگامي که حضرت عباس (ع) از ا سب بر روي زمين افتاد، امام حسين (ع) فرمودند:‌(الان انکسر ظهري و قلت حياتي) يعني (اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد). اين جمله بيانگر اهميت حضرت عباس (ع) ونقش او در پشتيباني از امام حسين (ع) است.



امام زمان (ع)، در قسمتي از زيارتنامه اي که براي شهداي کربلا ايراد کردند، حضرت عباس (ع) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمومنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له،‌الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حکيم بن طفيل الطائي.



امام زين العابدين (ع) به عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب (ع) نظر افکند و اشکش جاري شد. سپس فرمود:‌هيچ روزي بر رسول خدا (ع) سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زيرا در آن روز عموي پيامبر، شير خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب کشته شد و بعد از آن روز بر پيامبر هيچ روزي سخت از روز جنگ موته نبود، زيرا در آن روز پسر عموي پيامبر جعفر بن ابي طالب کشته شد سپس امام زين العابدين (ع) فرمود: هيچ روزي همچون روز مصيبت حضرت امام حسين (ع) نيست که سي هزار تن در مقابل امام حسين (ع) ايستادند و مي پنداشتند، که از امت اسلام هستند و هر يک از آنها مي خواستند از طريق ريختن خون امام حسين (ع) به نزد پروردگار مي انداخت و ايشان را موعظه مي فرمود و کار را تا آنجا کشاندند که آن حضرت را از روي ظلم وجور و دشمني به شهادت رساندند. آنگاه امام زين العابدين (ع) فرمود:‌ خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت کند که به حق ايثار کرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش کرد تا آنکه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا کرد تا همراه ملائکه در بهشت پرواز کند، همان طور که به جعفر بن ابي طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد که روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند.



ايثار و جانبازي، راز و رمز تعالي حضرت عباس (ع):



با توجه به رواياتي که در شان حضرت عباس (ع) از ائمه عليهم السلام رسيده و در آن به ايثار و فداکاري در راه امام خويش تصريح شده است، به روشني، فضيلت و مقام آن بزرگوار آشکار مي شود. حضرت عباس (ع) فرزند کسي است که آيه ( و من الناس يشري نفسه ابتغاء مرضات الله, بقره-207) در شانس نازل شد و از سلاله دودماني است که اسوه ايثار و از خودگذشتگي بودند و سوره هل اتي، در شان ايثار ايشان نازل شده است.
فداکاري، ايثار و جانبازي در اسلام و مکتب اهل بيت عليهم السلام از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ به طوري که اميرمومنان در جايي ايثار را برترين فضيلت اخلاقي مي داند.
در جايي ديگر، علي (ع) ايثار را بالاترين عبادت معرفي مي نمايد و در روايتي ديگر غايت و هدف تمام مکارم اخلاقي را ايثار و از خودگذشتگي مي داند.
علي (ع) در قسمتي از نامه خود به حارث همداني مي فرمايد: بدان که برترين مومنان کسي است که در گذشتن از جان و خانواده و مال خويش از ديگر مومنان برتر باشد.
حال در اينجا اين سوال مطرح مي شود که، مگر ساير شهيدان از جان خود نگذشتند، پس چه چيزي حضرت عباس را از ساير شهيدان متمايز مي سازد؟

جواب اين است که معرفت حضرت عباس (ع) از همه شهيدان والاتر و اطاعتش از امام خويش، کاملتر بود. براساس ديدگاه اسلام و مکتب اهل بيت (ع) آنچه اعمال نيک را از يکديگر متمايز مي سازد و ارزش اعمال را متفاوت مي کند، همان معرفت و بينش و نيت شخص است و کلام پيامبر اسلام (ص) که فرمود:
(ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين) شايد ناظر به اين معنا باشد.

در ضمن رواياتي که در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهاي گوناگون و متفاوت نقل شده، به اين دليل است که ثواب يا عذاب يک عمل معين، با توجه به معرفت و نيت عامل آن متفاوت مي شود. به عنوان مثال، ثواب زيارت امام رضا (ع) در روايتهاي معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضي روايات تصريح شده که اين تفاوت ثواب، به دليل تفاوت در معرفت اشخاص است.

آري حضرت عباس (ع) با کمال معرفت در راه دين و امام خويش جانبازي نمود و مراحل کمال و تعالي را طي کرد.



261drg9.jpg
 توضيح:
 سايز فايل:  64.66 كيلوبايت
 مشاهده شده:  427 بار

261drg9.jpg



_________________
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
http://sari8.blogfa.com
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي مشاهده وب سايت اين كاربر
پستتاريخ: شنبه، 5 دي 1388-22:27 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول
حكايت بورس

شماره‌عضويت: 1940
عضو شده در: يكشنبه، 29 مرداد 1385-20:37
پست: 2774




امام حسین(ع) از دیدگاه دیگر ادیان وتفکرها

نواندیش : تأثیرى که حادثه کربلا و قیام حسین بن على (ع) بر اندیشه مردم جهان، حتى غیرمسلمانان داشته، بسیار است. عظمت
قیام و اوج فداکارى و ویژگی هاى شخصی امام و یارانش سبب شده که انسان های
متفاوت بیشماری، اظهار نظرهاى بسیارى درباره این نهضت و حماسه آفرینان
عاشورا، داشته باشند.
نقل سخنان همه آنان کتاب بزرگى می شود؛
به ویژه که برخى از نویسندگان غیر مسلمان به صورت مستقل کتابی درباره این حادثه نوشته ‏اند.
در اینجا تنها تعدادى اندک از این اظهار نظرها چه از مسلمانان و غیر مسلمانان آورده مى‏شود:
ماهاتما گاندى(رهبر استقلال هند):
من زندگى امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ ام و توجه کافى به
صفحات کربلا نموده‏ ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک
کشور پیروز گردد، بایستى از سرمشق امام حسین پیروى کند.

محمد على جناح(قائد اعظم پاکستان):
هیچ نمونه‏ اى از شجاعت، بهتر از آن که امام حسین از لحاظ فداکارى و تهور نشان
داد در عالم پیدا نمی ‏شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این
شهیدى که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروى نمایند.
چارلز دیکنز(نویسنده معروف انگلیسى):
اگر
منظور امام حسین جنگ در راه خواسته ‏هاى دنیایى بود، من نمی ‏فهمم چرا
خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می نماید که
او فقط به خاطر اسلام، فداکارى خویش را انجام داد.
توماس کارلایل(فیلسوف و مورخ انگلیسى):
بهترین
درسى که از تراژدى کربلا می گیریم، این است که حسین و یارانش ایمان
استوار به خدا داشتند؛ آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددى در جایى
که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ‏ندارد و پیروزى حسین با وجود اقلیتى که
داشت، باعث شگفتى من است.
ادوارد براون(مستشرق معروف انگلیسى):
آیاقلبى پیدا می شود که وقتى درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و درد
نگردد؟! حتى غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکى روحى را که در این جنگ
اسلامى در تحت لواى آن انجام گرفت انکار کنند.
فردریک جمس:
درسامام حسین و هر قهرمان شهید دیگرى این است که در دنیا اصول ابدى عدالت و
ترحم و محبت وجود دارد که تغییرناپذیرند و هم چنین می رساند که هر گاه کسى
براى این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشارى نماید، آن اصول همیشه
در دنیا باقى و پایدار خواهد ماند.
ل.م.بوید:
درطى قرون، افراد بشر همیشه جرأت و پردلى و عظمت روح، بزرگى قلب و شهامت
روانى را دوست داشته ‏اند و در همین هاست که آزادى و عدالت هرگز به نیروى
ظلم و فساد تسلیم نمی شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین و من
مسرورم که با کسانى که این فداکارى عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت
کرده‏ ام، هر چند که ۱۳۰۰ سال از تاریخ آن گذشته است.
واشنگتن ایروینگ(مورخ مشهور آمریکایى):
براى امام حسین(ع) ممکن بود که زندگى خود را با تسلیم شدن بر اراده یزید نجات
بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی ‏داد که او یزید را
به عنوان خلافت بشناسد. او به زودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى
به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى امیه آماده ساخت، و در زیر آفتاب
سوزان سرزمین خشک، و در روى ریگ هاى تفتیده عربستان روح حسین فناناپذیر
است. اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من، اى حسین!
توماس ماساریک:
گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم را متأثر می سازند، ولى آن
شور و هیجانى که در پیروان حسین(ع) یافت می شود در پیروان مسیح یافت
نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین(ع)
مانند پر کاهى است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.
موریس دوکبرى:
در مجالس عزادارى حسین گفته می شود که حسین، براى حفظ شرف و ناموس مردم و
بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و
ماجراجویى یزید نرفت. پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده از
زیردستى استعمارگران خلاصى یابیم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجیح دهیم.
ماربین آلمانى(خاور شناس معروف):
حسین(ع) با قربانى کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود، به
دنیا درس فداکارى و جانبازى آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت
و در عالم بلند آوازه ساخت. این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان
داد که ظلم و بیداد و ستمگرى پایدار نیست و بناى ستم هر چه در ظاهر عظیم و
استوار باشد، ولی در برابر حق و حقیقت چون پر کاهى بر باد خواهد رفت.
بنت الشاطى:
زینب، خواهر حسین بن على(ع) لذت پیروزى را در کام ابن زیاد و بنى امیه خراب کرد
و در جام پیروزى آنان قطرات زهر ریخت، در همه حوادث سیاسى پس از عاشورا،
هم چون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و برپایى حکومت
عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیع، زینب قهرمان کربلا نقش برانگیزنده داشت.
لیاقت على خان(نخستین نخست وزیر پاکستان):
این روز محرم، براى مسلمانان سراسر جهان معناى بزرگى دارد. در این روز، یکى از
حزن آورترین و تراژدیک‏ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام
حسین(ع) در عین حزن، نشانه فتح نهایى روح واقعى اسلامى بود، زیرا تسلیم
کامل به اراده الهى به شمار می رفت. این درس به ما می آموزد که مشکلات و
خطرها هر چه باشد، نبایستى ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم.
جرج جرداق(دانشمند و ادیب مسیحى):
وقتى یزید، مردم را تشویق به قتل حسین و مأمور به خونریزى می ‏کرد، آنان می گفتند:
"چه مبلغ می دهى؟"
اما انصار حسین به او گفتند: ما با تو هستیم؛ اگر هفتاد بار کشته شویم، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم.
عباس محمود عقاد(نویسنده و ادیب مصرى):
جنبش حسین، یکى از بى نظیرترین جنبشهاى تاریخى است که تاکنون در زمینه دعوت هاى
دینى یا نهضت هاى سیاسى پدیدار گشته است... دولت اموى پس از این جنبش، به
قدر عمر یک انسان طبیعى دوام نکرد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندى سال نگذشت.
احمد محمود صبحى(نویسنده):
اگر چه حسین بن على(ع) در میدان نظامى یا سیاسى شکست خورد؛ اما تاریخ، هرگز
شکستى را سراغ ندارد که مثل خون حسین(ع) به نفع شکست خوردگان تمام شده
باشد. خون حسین، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضت هاى دیگر را در پى
داشت، تا آن جا که حکومت اموى ساقط شد و نداى خونخواهى حسین(ع)، فریادى شد
که با آن تخت ها و حکومت ها را به لرزه درآورد.
آنتوان بارا(نویسنده مسیحى):
اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینى براى او بیرقى بر می افراشتیم و در هر
روستایى براى او منبرى بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت
فرا می خواندیم.
گیبون(مورخ انگلیسى):
با آن که مدتى از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم،
اما سختی ها و مشکلاتى که حضرت حسین «ع» تحمل نموده، احساسات سنگین
دل‏ترین خواننده را بر می ‏انگیزد، چندان که یک نوع عطوفت و مهربانى نسبت
به آن حضرت در خود می یابد.
نیکلسون(خاورشناس معروف):
بنى امیه، سرکش و مستبد بودند، قوانین اسلامى را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند... و چون تاریخ را بررسى کنیم، گوید:
دین بر ضد فرمانفرمایى تشریفاتى قیام کرد و حکومت دینى در مقابل امپراتورى
ایستادگى نمود. بنابر این، تاریخ از روى انصاف حکم می کند که خون حسین «ع» به گردن بنى امیه است.
سر پرسى سایکس(خاور شناس انگلیسى):
حقیقتا آن شجاعت و دلاورى که این عده قلیل از خود بروز دادند ، به درجه‏ اى بوده
است که در تمام این قرون متمادى هر کسى که آن را شنید ، بى اختیار زبان به
تحسین و آفرین گشود. این یک مشت مردم دلیر غیرتمند ، مانند مدافعان
ترموپیل ، نامى بلند غیر قابل زوال براى خود تا ابد باقى گذاشتند.
تاملاس توندون(رییس سابق کنگره ملى هندوستان):
اینفداکاریهاى عالى از قبیل شهادت امام حسین(ع)، سطح فکر بشریت را ارتقا
بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقى بماند و یادآورى شود.
محمد زغلول پاشا:
حسین(ع) در این کار، به واجب دینى و سیاسى خود قیام کرده و این گونه مجالس
عزادارى، روح شهامت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد.
عبدالرحمان شرقاوى(نویسنده مصرى):
حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگى است. نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد، بلکه
تمام آزاد مردان دنیا باید به این نام شریف افتخار کنند.
طه حسین(دانشمند و ادیب مصرى):
حسین(ع) براى به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال کردن از جایى که پدرش
رها کرده بود، در آتش شوق می سوخت. او زبان را درباره معاویه و عمالش آزاد
کرد، تا به حدى که معاویه تهدیدش نمود؛ اما حسین، حزب خود را وادار کرد که در طرفدارى حق سختگیر باشند.
عبدالحمید جودة السحار(نویسنده مصرى):
حسین(ع) نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن در دهد؛ زیرا در آن صورت،
بر فسق و فجور، صحه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر
فرمانروایى باطل تمکین می نمود. امام حسین به این کارها راضى نمی شد، گر
چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند.
علامه طنطاوى(دانشمند و فیلسوف مصرى):
داستان حسین عشق آزادگان را به فداکارى در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را
بهترین آرزوها به شمار می آورد، چندان که براى شتاب به قربانگاه، بر یکدیگر پیشى جویند.
العبیدى(مفتى موصل):
فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره‏ اى است، هم چنان که مسببین آن نیز نادره‏
اند... حسین بن على(ع) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان
خداوند در قرآن به زبان پیمبر اکرم(ص) وظیفه خویش دید و از اقدام به آن
تسامحى نورزید. هستى خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و بدین سبب نزد
پروردگار، "سرور شهیدان" محسوب شد و در تاریخ ایام، "پیشواى اصلاح طلبان"
به شمار رفت؛ آرى، به آن چه خواسته بود و بلکه برتر از آن، کامیاب گردید.



pics_karbala57.jpg
 توضيح:
 سايز فايل:  106.69 كيلوبايت
 مشاهده شده:  389 بار

pics_karbala57.jpg



_________________
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
http://sari8.blogfa.com
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي مشاهده وب سايت اين كاربر
پستتاريخ: يكشنبه، 6 دي 1388-14:31 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول
حكايت بورس

شماره‌عضويت: 1940
عضو شده در: يكشنبه، 29 مرداد 1385-20:37
پست: 2774




امام حسين(ع) از نگاه مولوي

السلام عليک يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار.
حماسه معراج خونين عاشقانه سالار شهيدان، حضرت ابي‌عبدالله امام حسين ـ عليه‌السلام ـ سلاله پاک رسول اکرم خاتم النبيين حضرت محمد مصطفي ـ صلوات‌الله عليه ـ در آثار مولانا در سياق (context) و چهارچوب (framework) توحيد و «سير محبي» به سوي توحيد ربوبي، معني و مفهوم پيدا مي‌کند. حضرت حق ـ جل جلاله ـ رب حسين است و «سلطان عشق خونين»، مربوب حضرت محبوب است.

مثنوي مولانا، کتاب «توحيد» است و سير عاشقانه به سوي حضرت هوالاول والاخر و الظاهر و الباطن. (3 ـ حديد) و کتاب ديوان کبير کليات شمس تبريزي مولانا «عشق نامه» اوست؛ «يا انيس من لا انيس له»؛ «يا من لا يرغب الا اليه»؛ «يا خير المرغوبين» (دعاي جوشن کبير).
مولانا در اين دو کار بزرگ خود، به حماسه امام حسين (ع) از ديد عرفاني پرداخته است. در اين وجيزه به روايت مولانا از امام حسين (ع) در چهار غزل کليات شمس و يک حکايت از مثنوي پرداخته مي‌شود.

کليد واژه‌هاي فهم مقام منيع و بي‌نظير سيدالشهد حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ در مثنوي و ديوان شمس عبارتند از: عشق ـ عاشقي ـ شهيد ـ شهادت ـ فدايي ـ بلا ـ مرگ ـ پارسا ـ فنا ـ قا ـ خسرو دين ـ خسرو غيب ـ وصل ـ دوست ـ پيشتازان و طلايه‌دار سلوک ـ زندان ـ عاشورا ـ کربلا ـ يزيد / فراق ـ شمر ـ عزا ـ تقابل کاراکترها و صفات و خصايل.

در آثار مولانا، عموما شهيد و حسين مترادف يکديگرند و حتي مي‌توان گفت که واژه گلگون شهيد و مقام عظماي شهادت به اصطلاح فني انصراف دارد بر شخصيت جامع و يگانه امام حسين که انسان کامل است.
از نگاه مولانا، حضرت سيدالشهدا (ع) از سوز و شوق دل الهي‌اش، هر لحظه طلب استعلاي وجودي مي‌كند و حضرت محبوب، آواز قبول وصال سر مي‌دهد؛ «دل» في حد ذاته عرش پروردگار است و او نيز همچون حسين در پي سفر و معراج به مبدأ اعلي است. در غزل 230 کليات شمس، امام حسين (ع) سنگ محک و معيار است که دل که جايگاهي است رفيع و همه اعمال و احوال و مقامات وجودي آدمي به آن بستگي دارد، به حسين تشبيه مي‌شود، نه آن‌که حسين به دل تشبيه شود. از نظر عرفا در نظام هستي خلاصه موجودات «آدمي» است و خلاصه آدمي «دل» است.(نک: شيخ صفي‌الدين اردبيلي ـ صفوه الصفا ـ ص443) و تنها بيت دوم اين غزل، کافي است براي بيان نهايت سرسپردگي و شيفتگي مولانا به امام حسين (ع). در مقابل چنين مرتبه متعالي، يزيد و سمبل کامل جدايي و دوري از حضرت حق ـ جل جلاله ـ است.
شهيدان قافله کربلا، سمبل اعلاي شهيدان تاريخند که مقامات سلوک خونين عاشقانه خود را در دشت پر بلاي امتحان خونين الهي در کربلا، سرافرازانه گذراندند. آنان به ظاهر مرده‌اند، اما در واقع به زندگي اعلاي طيبه در عالم غيب ـ که برتر است از عالم ظاهر ـ استعلا يافته‌اند. مولانا در اينجا شهيدان کربلا را نمونه متعالي آيه شريفه قرآن در باب شهدا برمي‌شمارد؛ و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون (169ـ آل عمران).
کاروان شريف اسراي کربلا از نظر دشمن که محجوب و بعيد است از سلطان وجود اسيرند، اما بر خلاف اين کوردلان آنان «شاه مقام قرب دوست»ند؛‌ مقامي که بين آنان و حضرت محبوب، هيچ مانعي نيست.
از نظر عرفا، بهشت دو نوع است: عام و خاص. بهشت عام، بهشت اکل و شرب و مناکحه است که از براي بندگان عام است، اما بهشت خاص، مقام لقا و وصال و مشاهده حضرت حق تعالي است که بهشت بند گان خاص است. (شيخ صفي‌الدين اردبيلي ـ صفوه الصفا ـ ص 437 ـ 438). مولانا، امام حسين و شهيدان کربلا را مقيمان بهشت وصال حضرت دوست که بهشت بندگان خاص است، معرفي مي‌کند که قفس دنيا را شکسته‌ و پرواز ابدي کرده‌اند به کوي دوست. توانگر شکوفه وصال سيدالشهدا، شهره آفاق شده و او خورشيد فروزان و به ثمر نشسته محفل واصلان محبوب است. امام حسين (ع) به اين مقام والا رسيده است، چون ريشه درخت وجود مبارکش، توانگر شده است از ذات اقدس الهي.


ز سوز شوق دل همي زند عللا که بوک در رسدش از جناب وصل صلا
دلست همچو حسين و فراق همچو يزيد شهيد گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا
شهيد گشته بظاهر حيات گشته به غيب اسير در نظر خصم و خسروي بخلا
ميان جنت و فردوس وصل دوست مقيم رهيده از تک زندان جوع و رخص و غلا
اگر نه بيخ درختش درون غيب مليست چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا
خموش باش و ز سوي ضمير ناطق باش که نفس ناطق کلي بگويدت افلا
کليات شمس تبريزي: غزل 230


در غزل 2102 کليات شمس مولوي، اشاره کوتاه اما پر مغز مي‌نمايد به اصل منيع «فنا در توحيد فعل» و مي‌گويد رمز نبودن فرق ماندن و رفتن براي حسين آن است که او چون به مقام فناي توحيد فعل رسيده است، اراده و فعلش مستهلک در توحيد است. او تسليم اراده و تدبير الهي است. (نک: صفوي ـ سيد سلمان ـ تهران ـ 1386).

حسين و شهدا با دوري جستن از آرزوها و اميال نفساني با ساحت عشق آشنا شدند. او فدايي معشوق است و خون خود را در اين معاشقه بر آستانه محبوب مي‌ريزد، چرا که براي او مسئله بودن يا نبودن نيست، بلکه مسئله فناي عاشقانه است. (نک: شکسپير ـ هملت). حسين و عاشقان حسيني صفت در پي بلا و سختي‌ها و مشکلات وجودي‌اند در برابر عوام و واماندگان که فراري از تدبير الهي‌اند.
مولانا در اين غزل نيز با روش مطالعه مقارنه‌اي، کوشش مي‌کند فهم بهتري از حسين و عاشقان حسيني و «واماندگان» راه حماسي کربلا نشان دهد.

چيست با عشق آشنا بودن بجز از کام دل جدا بودن
خون شدن خون خود فرو خوردن با سگان بر در وفا بودن
او فدائيست هيچ فرقي نيست پيش او مرگ و نقل يا بودن
رو مسلمان سپر سلامت باش جهد ميکن به پارسا بودن
کين شهيدان ز مرگ نشکيبند عاشقانند بر فنا بودن
از بلا و قضا گريزي تو ترس ايشان ز بي بلا بودن
شيشه مي گير و روز عاشورا تو نتاني به کربلا بودن
کليات: غزل 2102

اما طولاني‌ترين و مشهورترين غزل مولانا در باب عظمت و علو مقام حسين و شهيدان کربلا، غزل 2707 کليات شمس است. مطلع غزل شهيدان الهي و بلاجويان معاشقه کربلايي است و پايان آن به زيبايي ارجاع است به انسان کامل و خورشيد موعود که شاهد است و ناظر و اصل نزول انوار الهي است در عالم ممکنات.
در اين غزل، شهيدان و عاشقان مترادفند. شهيدان به ياري تجرد وجودي و معرفت که مقدمه عاشقي است و «بال‌هاي عاشقي» از مرغان هوايي نيز بهتر پرواز در ساحت حضرت دوست مي‌کنند. «يحبهم و يحبونه» (54 ـ مائده). آنها شاهان عالم غيبند و به كمك عشق باب‌هاي عوالم پنهان را گشوده‌اند. يکي از رمزهاي توفيق آنها در پرواز عاشقانه رهايي از انواع خود است. آنها ار آن جهت که فاني و باقي در :عقل عقل» شده‌اند در ناکجاآبادند. (نک ـ صفوي ـ سيد ـ لندن ـ 2007).
از بيت پنجم غزل رابطه شهيدان واصل را با سالکان بيان مي‌کند. رهايي شهيدان اثر وجودي در رهايي ديگر سالکان نهاده است. آنها با شکستن در زندان تو در توي طبيعت و نفس خود، باب مخزن اسرار الهي را گشوده‌اند. اول نفي است و سپس اثبات.«لا اله الا الله». «لا اله الا هو»(255 بقره) «لا اله اله انت». شهيدان که واصل به محبوب شده‌اند و حسين که سيد و سالار آنهاست، نواي فقيران و درويشان کوي دوستند.

شهيدان حسيني مقيم درياي وجود بيکران حضرت واجب الوجوداند که اين عالم تجليات اسما و صفات اوست. هوالله الخالق الباري المصور له الاسماءالحسني يسبح له ما في السوات والارض و هو العزيز الحکيم. (24 ـ حشر) « الله لا اله الا هو». «لا اله الا انت» که در روز الست آشنايش بودند.«الست بربکم؟ قالوا بلي». (173 ـ اعراف) در بيت هشتم مولانا اشاره به يکي از اصول عرفان نظري مي‌کند که مي‌گويد انواع دنياهاي عالم ناسوت هيچ اندر هيچ است و توخالي و گذرا و ميراست. سپس مبتني بر آن آدميان را به عرفان عملي دعوت مي‌کند. آن‌گاه گويي پيام امام حسين (ع) را مي‌دهد که اي مدعيان اگر از قبيله ماييد و کربلاييد، اهل صفا باش و دل را منور به نور خدا بگردان.

کجاييد اي شهيدان خدايي بلا جويان دشت کربلايي
کجاييد اي سبک روحان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوايي
کجاييد اي شهان آسماني بدانسته فلک را در گشايي
کجاييد اي ز جان و جا رهيده کسي مر عقل را گويد کجايي
کجاييد اي در زندان شکسته بداده وامداران را رهايي
کجاييد اي در مخزن گشاده کجاييد اي نواي بي نوايي
در آن بحريد کين عالم کف اوست زماني بيش داريد آشنايي
کف درياست صورت‌هاي عالم ز کف بگذر اگر اهل صفايي
دلم کف کرد کين نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مايي
برآ اي شمس تبريزي ز مشرق که اصل اصل هر ضيايي

مولوي در داستان شيعيان حلب در دفتر ششم مثنوي ابيات 777 ـ 805 به بيان عظمت معنوي و بلندي تبار و صفات برجسته امام حسين و آسيب‌شناسي برخي از عزاداران حسيني مي‌پردازد و بيان مي‌کند که غصه قصه حسين براي هر که به راستي پيرو خداوند و رسول خدا باشد، بس عظيم است، زيرا هر که حضرت محمد را دوست دارد، بايد امام حسين را نيز دوست داشته باشدو هر که حسين مني و انا من حسيني؛ قدر عشق گوش عشق گوشوار. همچنان که آدمي گوش را دوست دارد، گوشواره را نيز دوست دارد؛ ‌گوش کنايه از حضرت محمد(ص) و گوشواره کنايه از امام حسين (ع) است. عزاداري و تعظيم شعاير روح پاک سيد الشهدا از نظر مؤمن از صد طوفان نوح نيز مشهورترست. مولوي در دو بيت 791 و 792 با تأکيد بر لفظ مؤمن وکيفيت نسبت آن با حسين تولاي حسين (ع) و تبري جستن از دشمنان امام حسين (ع) را از نشانه‌هاي ايمان و مؤمني معرفي مي‌کند؛ گويي، مولانا به اين پاره زيارت عاشورا نظر داشته است: يا ابا عبدالله لقد عظمت الرزيه و جلت و عظمت المصيبه بک علينا و جميع اهل الاسلام. يا ابا عبدالله به درستي بزرگ است سوگت و سترگ است و عظيم است مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام. از حسين به نام روح سلطاني و شاهنشاه ياد مي شود که با توجه به بقيه اشعار مولانا و سياق گفتمان سوم دفتر ششم که داستان مذکور، بخشي از آن است، مقصود سلطان عشق است. (نک: صفوي ـ سيد سلمان ـ 1386) و همچنين حسين «خسرو دين» خوانده مي‌شود. هيچ‌يک از صحابه و خلفا را مولوي به اين لقب نخوانده است. امام حسين (ع) نمونه اعلاي عاشق صادق واصل است. او خسرو دين است و شاهنشاه عاشقان است که از قفس دنيا رها شده و استعلا يافته است به عالم غيب.

سپس مولانا مي‌گويد: اي عزاداران بر خود بگرييد که فرسنگ‌ها از ارزش‌هاي حسيني دوريد. شما بر حسين مگرييد، در حالي که بايد بر قلب و ايمان خرابت نوحه کني که وابسته به مزخرفات اين دنياي دني‌ شده‌ايد. سپس پاسخ مدعيان دروغ دينداري را مي‌دهد و مي‌گويد: دينداري نشانه دارد؛ از جمله نشانه‌هاي آن «توکل»ـ «جانبازي» ـ «بي نيازي» ـ «فرخي معنوي» و «بخشندگي» است که در شما يافت نمي‌شود. اگر حسيني هستيد و از شراب عشق الهي نوشيده‌ايد، چرا آثار در اعمال و رفتارتان ديده نمي‌شود؟

روزِ عاشورا نمي‌داني كه هست ماتمِ جاني كه از قرني بِه است
پيشِ مؤمن كَي بُود اين غصّه خوار قدرِ عشقِ گوش عشقِ گوشوار
پيشِ مؤمن ماتمِ آن پاك روح شهره‌تر باشد ز صد طوفانِ نوح
ب790 ـ 793 ـ دفتر ششم مثنوي

پس عزا بر خود كنيد اي خفتگان ز آنكه بَد مرگي است اين خوابِ گران
روحِ سلطاني ز زنداني بجَسْت جامه چه درانيم و چو خاييم دست
چونكه ايشان خسروِ دين بوده اند وقتِ شادي شد چو بشْكستند بند
سوي شادُرْوانِ دولت تاختند كُنده و زنجير را انداختند
روزِ مُلك است و گَش و شاهنشهي گر تو يك ذرّه از ايشان آگهي
ورنه اي آگه بَرو بر خود گِري ز آنكه در انكارِ نَقل و مَحشري
بر دل و دينِ خرابت نوحه كن كه نمي‌بيند جز اين خاكِ كهن
ور همي بيند چرا نبْود دلير پُشْتدار و جان سپار و چشم سير
در رُخت كو از مَيِ دين فرّخي گر بديدي بحر كو كفِّ سخي
آنكه جُو ديد آب را نكْند دريغ خاصّه آن كاو ديد آن دريا و ميغ
مثنوي ـ دفتر ششم ـ ب 795 ـ 805

مولانا در غزل 436 کليات شمس فروزانفر برابر با غزل 181 کليات شمس استاد دکتر توفيق سبحاني، برخي ديگر از نشانه‌هاي عاشقان راستين را بيان مي‌کند که عبارتند از: جوشش ابدي ـ اشک شوق و فراق و وصال ـ مراقبه ـ استشمام بوي جام الهي ـ وفا و ياري ـ طالب لطف الهي ـ زهد و تقوي و استقامت؛ اللهم الرزقنا.


گفتا که کيست بر در؟ گفتم: کمين غلامت گفتا: چه کار داري؟ گفتم: مها سلامت
گفتا که: چند راني؟ گفتم: که تا بخواني گفتا که: چند جوشي؟ گفتم که: تا قيامت
دعوي عشق کردم سوگندها بخوردم کز عشق ياوه کردم من ملکت و شهامت
گفتا: براي دعوي قاضي گواه خواهد گفتم: گواه اشکم زردي رخ علامت
گفتا: گواه جرحست تر دامنست چشمت گفتم: به فر عدلت عدلند و بي غرامت
گفتا: که بود همره؟ گفتم خيالت اي شه گفتا: که خواندت اينجا؟ گفتم که: بوي جامت
گفتا: چه عزم داري؟ گفتم وفا و ياري گفتا زمن چه خواهي؟ گفتم که لطف عامت
گفتا: کجاست خوشتر؟ گفتم: که قصر قيصر گفتا: چه ديدي آنجا؟ گفتم: که صد کرامت
گفتا: چرا خاليست؟ گفتم: ز بيم رهزن گفتا: که کيست رهزن؟ گفتم: که اين ملامت
گفتا: کجاست ايمن؟ گفتم که زهد و تقوي گفتا: که زهد چه بود؟ گفتم: رو سلامت
گفتا: کجاست ايمن؟ گفتم: به کوي عشقت گفتا: که چوني آنجا؟ گفتم: در استقامت
خامش که گر بگويم من نکته‌هاي او را از خويشتن برآيي ني در بود نه بامت

جمع‌بندي:
از ديدگاه مولانا شهيدان عاشقند. امام حسين (ع) سيد و سالار و شاه شهيدان است. شهيدان پا بر نفس اماره گذاشته‌اند و از خودخواهي و اميال دنيوي جدا و در حضرت حق فاني شده و در حضرت محبوب به مقام بقا رسيده‌اند.

کليد واژه‌هاي صدر مقاله، بيانگر جغرافياي فکري ـ هندسه معرفتي و کهکشان وجودي امام حسين نزد مولانا جلال الدين بلخي خراساني است؛ فاعتبروا يا اولي الابصار.

به باطن همچو عقل کل به ظاهر همچو تنگ گل دمي الهام امر قل دمي تشريف اعطينا
کليات ـ 54
ابتر بود عدويش و آن منصبش بماند در ديده کي بماند گر در فتد در و خس
کليات1211

اللهم ارزقني شفاعه الحسين يوم الورود و ثبت لي قدم صدق عندک مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام.
----------------------------------
منابع:
1. قرآن مجيد
2. زيارت عاشورا
3. مولانا ـ جلال الدين ـ کليات شمس تبريزي ـ ويراسته فروزانفر ـ بديع‌الزمان ـ تهران ـ 1384.
4. مولانا ـ جلال الدين ـ ديوان کبير کليات شمس تبريزي ـ نسخه قونيه ـ سبحاني ـ توفيق ـ تهران ـ 1386.
5 . مولانا ـ جلال الدين ـ مثنوي ـ نيکلسون.
6. صفوي ـ سيدسلمان ـ تشيع معنوي مولوي ـ تهران ـ 1385.
7. صفوي سيدسلمان ـ ساختار کلي دفتر ششم مثنوي مولوي ـ کنفرانس بين‌المللي مولوي ـ تهران ـ 1386.
8. صفوي ـ سيدسلمان ـ ساختار کلي دفتر سوم مثنوي مولوي ـ کنفرانس بين‌اللملي استانبول ـ 1386.
9. ابن بزاز اردبيلي ـ صفوه الصفا ـ در احوال شيخ صفي‌الدين اردبيلي ـ تصحيح ـ طباطبائي مجد ـ غلامرضا ـ تهران ـ 1376.

Chittick, William, Rumi's View of the Imam Husayn, in "Rumi Spiritual Shi'ism", ed. Safavi, Seyed G, London Academy of Iranian Studies, 2008.
Safavi, Seyed G, Rumi Spiritual Shi'ism, in the "Transcendent Philosophy Journal", London, 2006.

منبع خبر : وب سایت تابناک



hosain.jpg
 توضيح:
 سايز فايل:  44.21 كيلوبايت
 مشاهده شده:  344 بار

hosain.jpg



_________________
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
http://sari8.blogfa.com
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي مشاهده وب سايت اين كاربر
تاسوعا و عاشوراي حسيني بر آزادگان جهان تسليت باد
فهرست بوركس » گفتگوي بورسي
شما نمي توانيد در اين بخش تاپيك جديد پست كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش به تاپيكها پاسخ دهيد
شما نمي توانيد تاپيك هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد
شما نمي توانيد تاپيك هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد
شما نمي‌توانيد فايل پيوست ارسال كنيد.
شما مي‌توانيد فايل دانلود نماييد.
زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours   
صفحه 1 از 1  

  
  
 ارسال موضوع جديد  پاسخ دادن به اين موضوع  
كل كاربران حاضر:84     كاربر:0    مخفي:30   ميهمان:54
BB:©phpBB
شمارشگر بازديدها:  57,419,495